آژانس تحلیلی-خبری آسمان بوکان
عناوین مهم خبری :


شهر بوکان (به کردی: بۆکان/Bokan بە لاتین Bukan) یکی از شهرهای مهم مکریان کە ۳۱٫۳۶٫۳۰ شمالی و ۴۶٫۱۲ شرقی واقع شده است و متشکل از دوبخش مرکزی و سیمینه می باشد. جمعیت شهرستان بوکان ۲۵۰هزار نفر میباشد و اقتصاد پایه ی آن کشاورزی و دامداری می باشد.همچنین اقتصاد شهر بر پایی صعنت و کارآفرینی واقع شده است. این شهر در ناحیه ی کوهستانی با کوهای برفگیر واقع شده است،  بوکان بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر منطقه مکریان می باشد.

 

در تابستان دارای هوای نسبتا خنک و در زمستان سرد . بطوری که میانگین دمای آن در تابستان ۳۵درجه بالای صفر و در زمستان ۱۳درجه زیرصفر است.از بهمن ماه تا اواخر اسفند شب های بسیار سردی را دارد. شهرستان بوکان از دیرباز محل سکونت اقوام سلسه جبال زاگرس بوده و آثار فراوانی از آنان باقی مانده است. قدیمی ترین آثاری که تاکنون در این منطقه شناسایی شده است . بقایی دورهای نئولتیک.دالما و کلکولتیک می باشد.که آثار فوق در تپه های قره گویز مربوط به دوره دالما ۴۸۰۰-۴۱۰۰ ق.م و تپه ی ترکمانکندی (نئولتیک-کلکولتیک) تپه ی ناچیت و قره کند (عصر برنز) گردشین(هخامنشی) گردتپه (اشکانی وساسانی) یافت شده است. گستره ی آثار بوکان تا قرون ۳ و۴ هجری و دوره ی قاجار ادامه میابد.

 

صفویه

در دروه صفویه بوکان به عنوان یک روستا کوچک و گلین شناخته میشود،حال این که مشایخ و ایلهای مختلفی در آن زندگی و سکونت یافته بودند. یکی از مشایخ بزرگ جد جلال طالبانی رئیس جمهور عراق است اما با گذشت زمان تنش های بین اهل تشیع و تسنن مشکلات و اختلافاتی به وجود آورد و گروهی از اهل تسنن  موکریان به کشورهای اطراف همچون ارمنستان، ترکیه و عراق هجرت کردند و جد طالبانی نیز به کویه عراق رفت.

قاجاریه

بوکان در زمان ناصرالدین شاه  اهمیت خاصی آن هم به واسطهٔ ارتباط این شهر با خاندان سردار عزیزخان مکری پیدا کرد، درآن دوران ایل‌های مختلفی در منطقه موکریان زندگی و برروستاهای اطراف حکمرانی میکرند(دهبکری،خاکی،گورگ). تا اینکه سردار عزیز خان مکری فرمانده کل قوای عساکر منصوره نظام و غیر نظام ، بوکان را در زمان سلطنت ناصرالدین شاە قاجار ۱۲۶۶ بە مبلغ ۱۸۵۰ تومان از ایل دھبکری خریداری نمود.پس از درگذشت سردار عزیزخان، پسرش سیف‌الدین که در آن زمان کودکی بیش نبود، برمسند پدر نشست و مادرش که نیابت او را برعهده داشت، از خردسالی وی به نفع خود استفاده کرد و هنگامی که سیف‌الدین به سن بلوغ رسید، از ۸۰۰ پارچه آبادی قلمرو پدرش، تنها بوکان برای او باقی مانده بود. از این زمان بوکان به عنوان مرکز قلمرو مکریان نقش و اهمیت سیاسی و فرهنگی بیشتری یافت.

پهلوی اول و دوم

درجنگ جهانی اول بوکان دست روسها بود وپس از انقلاب اکتبر وتخلیه ایران ازقوای روس، ترکهای عثمانی جان روسها راگرفتند وتا پایان جنگ، بوکان در اشغال آنها بود. تا سال ۱۳۲۹شمسی در حدود یکسدخانوار کلیمی درشهر بوکان وروستاهای تابعه سکونت داشتند.کلیمان در میان خودبه زبان عبری صحبت می کردندوبه زبانهای کردی، فارسی وترکی نیز آشنایی کامل داشتند.روزهای شنبه راتعطیل کرده وبرای انجام مراسم مذهبی به کنیسه می رفتند.با تشکیل کشور اسرائیل درسال ۱۳۲۹شمسی، همه کلیمیان ساختمانها واموال واثاثیه خود را فروخته وبه فلستیل اشغالی مهاجرت نمودند. درحال حاضر،شهر بوکان مرکز شهرستان بوکان بوده ودرسال۱۳۱۵شخصی به نام عزیزخان حیدری به سمت اولین بخشدار بوکان منصوب شد.

 

گسترش بوکان از پهلوی تا کنون

خاستگاه اولیه بوکان درپیرامون چشمه پر آب آن بود.درحدود۱۱۵سال پیش مرحله ای از جذب جمعیت وتوسعه آبادی دراطراف هسته اولیه آن(قلعه سردار، مسجد جامع واستخر) آغاز شد. مرحله دوم گسترش بوکان حول هسته اولیه وعمومأ درامتداد شمال وجنوب تشکیل یافته وباعث پدید آمدن قصبه بوکان شده است.این مرحله دراوایل سلطنت محمد رضا شاه ودربحبوحه جنگ دوم جهانی(۱۳۲۰ه.ش)آغاز شده وتاحدود سال ۱۳۴۶ادامه پیدا کرده است. مرحله سوم توسعه شهری که سال۱۳۴۶آغاز وتاحدود سال ۱۳۵۵ادامه پیداکرده است، ازاین تاریخ آهنگ رشد شهر سریعتر شده وبه علت وجود عوامل باز دارنده توسعه از قبیل رودخانه وارتفاعات درقسمت غرب وشرق بوکان، این توسعه اکثراً درجهت خط معینی در امتداد شمال جنوب شکل گرفته است. مرحله چهارم ،جغرافیا شهرستان و موقعیت آن ،موجب شده لقب شاه راه ارتباطی چندین استان را به خود اختصاص دهد و ارتباط آن با کلانشهرهای همچون تبریز وارومیه،عامل مهاجرت را به وجود آورد و دیگر اقلیت ها و مردم شهرهای همجوار و غیره همجوار به این شهر مهاجرت کنند. مرحله پنجم،کوچ روستایان و مهاجرت آن ها به شهر،نیز باعث شده است که سطح وکیفیت شهرنشینی آن بالا رود و در بین شهرهای کُردنشین دارای شمار کمی روستا باشد.به همین دلیل افزایش جمعیت شهرستان وابسته به شهرنشینی آن است ،به طوری که مردم ساکن روستاها فقط ۳۰درصد از جمعیت کل شهرستان را تشکیل میدهند.

بوکان در چهار سده اخیر

شهربوکان هرچند تاریخ مدونی در چهار سده اخیر نداردولی با جستجو در اسناد مربوط به مهاباد و بانگاهی به نشریه های تاریخی کردستان و آذربایجان در دوره قاجار و پهلوی میتوان نامی از بوکان یافت.بیشترین رویدادها و اقدامات تاریخی و فرهنگی بوکان مربوط به دوره پهلوی است که عبارتند از: ایجادنهادها و احداث ادارات شهری مختلف در سال ۱۲۹۹ -تشکیل حزب اتحاد اسلام توسط باباشیخ – اولین نشریه بوکان در سال ۱۳۲۴ -حضور ونقش مستمر مردم این شهر در جمهوری مهاباد-استقلال  بوکان و اعتراضات مردمی در سالهای ۱۳۳۰ الی ۱۳۳۲ -کوچ صدها یهودی از بوکان – حضور اولین نماینده بخش در  مجلس شورای ملی در سال ۱۳۳۹ – درگذشت هرمند نامدار کردستان حسن زیرک ۱۳۵۰ و…

مردم

زبان

زبان مردم بوکان نیز کُردی سورانی با لهجه موکریانی است،لهجه موکریانی یکی از لهجه های زیبای زبان کُردی است ،که از جایگاه بالای در ادبیات کُردی برخورداراست.

مذهب

مردم این شهرستان مسلمان و پیرو مذهب شافعی اند و طریقت قادریه و نقشبندی در آنجا پیروانی دارد؛همچنین موکریانی ها پوشاک خاصی دارمیباشند و آداب و رسوم منحصر بفرد خودرا دارند.البته در این شهر اقلیتهای مهاجردیگری همچون :یهودیان ،مسیحیان و زردتشیان نیز ساکن هستند.

وجه تسمیه

روایات زیادی در مورد ریشه نام این شهر وجود دارد. اختلاف نظر در مورد نام بوکان در میان نویسندگان و روایت‌گران از آنجا پدید آمده که بوکان با وجود قدمت فراوان، تاریخ مدونی ندارد. کشفیات گروهی باستان‌شناس در سال ۱۳۵۰ و مطالعات پس از آن نشان داده منطقه بوکان از قدیم پادگان اشکانیان و ساسانیان بوده‌است. آثار باستانی زیادی که در این منطقه به دست آمده مؤید همین نظریه‌است.

بوکان؛ نام گیاهی سرسبز و شناخته شده در غرب استرالیا

بوکان؛ نام گیاهی سرسبز و شناخته شده در غرب استرالیا

درغرب استرالیا، نیوزیلند، قسمت جنوبی آمریکای جنوبی نوع گیاهی وجود دارد بنام بوکان، ،  این گیاه از خانواده است که شامل حدود ۳۸ گونه است.جنس آن همیشه سبز به طور یکسان و شیری است. در نیمکره جنوبی رخ می دهد و معادل راش در نیمکره شمالی وجود دارد. از گینه نو اتفاق می افتد.از این گیاه برای موارد داروی و بعضا غیره.. استفاده میشود. همچنین در در کتیبه‌های آشوری نام باریکانو (محل محصول) در جوار قلعه خارخار (دیواندره)دیده می‌شود که می‌تواند همان بوکان امروزی منظور باشد. باریکانو را می‌توان باروکان یعنی محل بارو و برج هم معنی نمود. باو در کردی از جمله به معنی شایان و خوب است لذاباوکان (بوکان) با مفهوم محل بارو مناسب می‌افتد. اما مشهورترین این نظریه ها اینست که : بوکان از دو کلمه «بوک» به معنی عروس و «آن» که علامت جمع است تشکیل شده و معنی عروسان یا عروس‌ها را می‌دهد. گویا بوکان در مسیر چند راه قرار داشته و اغلب روستائیانی که هنگام عروسی، عروسشان را از یک ناحیه به ناحیه دیگر می‌برده‌اند، از این روستا عبور می‌کردند و در پیرامون چشمه آب بزرگ و مشهور این شهر که کردها آن را «حه‌وزه گه‌وره» (Hewze Gewre) به معنی «آبگیر بزرگ» می‌نامند، به رقص و پایکوبی می‌پرداختند و از این رو این شهر به بوکان معروف شده‌است،

  • نظریه دیگر در مورد وجه تسمیه شهر چنین است: شهر بوکان به دور چشمه بزرگ حه‌وزه گه‌وره‌ شکل گرفته‌است. به چنین چشمه‌هایی در زبان کُردی «کانی Kani» گفته می‌شود. واژه «بو Bo» در زبان کردی کاربردهای مختلفی دارد که اغلب در شکل ترکیبی به کار برده می‌شود؛ مانند بو کوی؟(کجا؟)

اما چگونگی ترکیب این کلمات و شکل‌گیری واژه بوکان بر اساس این نظریه از این قرار است که: در زمان‌های قدیم هنگامی که زنان قصد شستن وسایل خانه را داشتند آنها را با خود برداشته و به سمت رود یا چشمه‌ای که در نزدیکی محل اقامتشان بوده می‌بردند. ساکنان اطراف بوکان نیز به همین ترتیب، برای شستن ظروف و وسایل خود به این کانی یا حوض می‌رفتند و هنگامی که کسی سراغ نفری را که جهت انجام این امور به «کانی» رفته بود، می‌گرفت، نزدیکان وی در پاسخ می‌گفتند: «او به کانی رفته‌است» و به زبان کردی «چوه بوکانی» یعنی به «چشمه» رفته‌است. بدین ترتیب واژه «بوکانی» به افرادی گفته می‌شد که رفت و آمد زیادی به «کانی» مزبور انجام داشتند و سپس کم کم در آنجا ساکن شدند. نظریهٔ دیگری وجود دارد که نام شهر را برگرفته از کلمهٔ «بک» به معنی خدا می‌داند. با اضافه شدن الف و ن در آخرِ نام می‌توان گفت بوکان به معنی «سرزمین خدایان» لقب و نامیده شده است. این نظریه بسیار کهن است و مربوط به دوره مانا بوده اما به دلیل شرایط سیاسی و منطقه‌ای تاکنون ناگفته مانده‌است.

وجه تسیمه حاشیه ها وروستاهای بوکان

با توجه به اسناد آکادمیک،حاشیه و روستاهای بوکان هیچ گاه سکونتگاه تُرک ها و آذربایجانی ها نبوده است اما در دوره قاجاریه با تغییرنام مهاباد به ساوجبلاغ ،باعث شد که بخش های مهاباد و شهرهای اطراف ساوجبلاغ نیز ،از این تغییرنام درامان نباشند ،به همین دلیل برخی از روستاهای نزدیک به شهر بوکان تغییرنام یافته ووجه تسمیه تُرکی گرفته ،درحالی که مبنا و اساس وآبادی شهر و روستاها توسط کُردها صورت گرفته است،دودمان قاجار با تحریف نام  شهرهای ایران وتحریف نقشه های مختلف ،توانست آثار نگ و خیانت های خود را در ایران بعد از سرنگویش نیز بجای بگذارد. نظریه دیگر نیز موجود است درمورد وجه نام شهرها و روستاهای موکریان ، درکتاب عالم آرای نادری چاپ افست مسکو(دوره جلد شماره سوم) ،درمورد وجود نام های ترکی و ریشه آن در شهرهای کردنشین چنین نوشته شده است که یکی از دلایل آن توقف مغولان وحاکمیت طوایف مختلف تُرک در کردستان طولانی بوده(۶۲۰تا۶۷۰هجری قمری) ؛چنین که به هرجا می رفته اند نام طوایف وبزرگان خود را روی آن منطقه می نهادند، امروزه هم نامهای فراوانی همچون: سلدوز/جغاتو/یرغو/بئی کندی/تاتاهو/تمرچین /ساوجبلاغ/سراداش و… نیز دیده میشوند.

جغرافیا و موقعیت شهرستان

این شهرستان از موقعیت جغرافیای بسیار مناسبی برخودار دارد و شاه راه ارتباطی محسوب شده و متصل کننده آذربایجان به کردستان وبلعکس است.بوکان به لحاظ تقسیم بندی مناطق کردستان ایران جزو ایلات موکریان شناخته و محسوب میگردد.بوکان تقریباً در محدوده منطقه ی کوهستانی و معتدل قرار گرفته که از جهت شمال به شهرستان میاندوآب و از جنوب به شهرستان سقز و از شرق به شهرستان شاهین‌دژ و از غرب با شهرستان مهاباد و از جنوب غرب با شهرستان سردشت همسایه است.همچنین موقعیت جغرافیای این شهرستان آن رادر میان منطقه سکونت عشایر وایل مختلف کردستان ازجمله(گورگ،منگور،کلهر)قرارداده است.

دریاچه کوروش کبیر

سد بزرگ  کوروش کبیر که امروزه سد شهیدکاظمی نام گرفته در میان سه شهرستان واقع و وسعت دارد. هرچند این سد یکی از بزرگترین سدهای آستان آذربایجان غربی و کشور است ،این دریاچه کوچک از شرق میان شهرستان شاهین دژ و از جنوب به سقز و از غرب به بوکان قرارگرفته شده است،علمیات ساخت این سد که در زمان خود بعنوان یکی از سدهای بزرگ غرب کشور محسوب میشد توسط تیمی اتریشی سال ۱۳۴۷ طراحی وساخته میشود.بخش اعظم این سد در شهرستان بوکان قراردارد و ابتدا فقط برای آب رسانی به روستاه های همجوار وشهر بوکان استفاده میشد ولی اکنون از آب این سد چندین شهر بزرگ و کوچک از استان آذربایجان شرقی  همچون تبریز استفاده میشود.

شنبه بازار دواب بوکان

بازار هفتگی آن ، به نام شنبه بازار، بیشتر محل داد و ستد دام است ؛ خریدارانی از تهران ،مهاباد،تبریز، آبادان ، همدان و مراغه ، که گاهی تعداد آنان به چند هزار تن می رسد، به این بازار می آیند.، در این بازار امروزه ،انواع محصولات کشاورزی و … نیز به فروش میرسد.هرچند اساس این شنبه بازار خرید و فروش دام و حیوانات اهلی است،و همچنین عده ای زیادی از دست فروشنان بومی وغیره بومی را نیز به خود جذب نموده است.

تقسیمات سیاسی

بوکان متشکل بر یک بخش سیمینه با دهستانهای بِهی دِهبُکْری (به مرکزیت آبادی جوانمرد)، آختاچی شرقی (به مرکزیت آبادی داشبند) و آختاچی محالی (به مرکزیت آبادی قره مُوسالو)؛ ۲) بخش مرکزی با دهستانهای ایل گورک ، ایل تیمور و آختاچی .

شهرنشینی

با وجودآنکه این شهر درسال ۱۳۲۷ شهرداری درآن بصورت رسمی احداث شده و فعالیت خودرا آغار کرده اما پایه های رونق شهرنشینی در اوایل سال ۱۳۰۰ صورت گرفت و با ایجاد ادرات مختلفی همچون پست و تلگراف، دارایی، گمرک و ژاندارمری دایر گردید. در سال ۱۳۰۷اولین مدرسه دولتی در این شهر تأسیس و سپس با دایر شدن سایر ادارات دولتی از قبیل دخانیات، ثبت احوال،بخشداری، شهر بوکان را درمسیر توسعه و آبادی بیشتر قرارداد. بوکان باتوجه به آمارهای جمعیتی میتوان گفت یکی از کلانشهرهای کُردی که از شهرنشنی بالای برخورد است(۷۰درصد مردم شهرستان را شهرنشینان تشکلیل میدهند و فقط ۳۰درصد آن مردم شهرستان روستانشینان هستند) و نبست به دیگر شهرهای آذربایجان غربی و کردستان در رتبه های جمعیتی جایگاه سوم و چهارم را بخود اختصاص داده است،همچنین این شهر بعد از ارومیه دارای بیشترین رشد جمعیتی استان آذربایجان غربی است.بوکان چهل ّهشتمین شهر پرجمعیت ایران است.

کشاورزی

محصولات عمده کشاورزی آن گندم ، جو، پنبه ، توتون ، حبوبات و چغندرقند است . بوکان از جمله شهرستانهای سردسیر آذربایجان غربی است که تنها میوه های آن سیب ، هلو و زردآلو است ، به لحاظ داشتن مراتع فراوان و سرسبز، پرورش گوسفند، بز و گوساله در آن رواج دارد و صدور آن از اهمیّت خاصی برخوردار است.

 

  • تبلیغات

    تبلیغات

    تبلیغات

    تبلیغات

  • 
    • یادداشتها
    • خواندنی ها
    • دانستنی ها